عشق من دوست دارم
امیر وسمانه
01.در اتاقمو باز می کنم ...همه چی بوی کهنگی می ده ...همه چی بوی مردگی می ده . نمی دونم چرا .شاید من مردم ...آره ...خیلی وقته من مردم .اینو هیشکی نمی دونه ...! 02.اتاقم چه تاریک شده امشب !می یام توی اتاق.در رو می بندم و قفلش می کنم .تکیه میدم به در اتاقم.زانو هامو توی بغلم می گیرم .سرمو می ذارم روی زانو هام و فکر می کنم ...فکر می کنم ...فکر می کنم ... به همه ی گذشته ها فکر می کنم . به خاطراتی که گذشتن .به همه ی اون اتفاقایی که افتادن . بعضی هاشون آبرومو بردن و رفتن توی ذهنا . به حالا فکر می کنم که چقدر حقیر شدم.چقدر ناچیز شدم.به آینده فکر میکنم ....فکر می کنم ......هیچی توی ذهنم از آینده نمی یاد . 03.آهنگ خالی(ابی) رو اونقدر گوش می دم تا حالت تهوع بهم دست می ده ! یه گرمایی روی پاهام احساس می کنم . توی اون تاریکی اتاق به زحمت می تونم پاهامو ببینم .خوب که دقیق می شم می بینم از دست چپم داره خون می یاد .وااااای.رگمو زدم ! پاهام دستام لباسام کف اتاقم همه ....همه پر از خون شدن .وای خدای من ...... همیشه از خون خوشم میومد.بو می کشم ....بوی زندگی.....بوی عشق....بوی طراوت.....بوی تازگی...بوی تو .....تو .......احساس می کنم .......می دونی خیلی دوستت دارم ؟! 04.الآن دارم می میرم.کنار جسد پر از خونت دراز می کشم ...دستامو می ذارم توی دستای یخ زدت و چشمامو می بندم .زیر لب زمزمه می کنم ....می دونی خیلی دوستت دارم ؟! امروز بار دیگر او را صدا می کنم . او را که در هفت عاشقانه آسمان خانه دارد . صدایش می کنم از انتهای قلبم ... از انتهایی که با حضورش ابتدای تمام پاکی ها و دریا دلی ها شده است . صدایش می کنم و می گویم خدای من !تو به جایی از قلبم پا گذاشتی که هیچ کسی به آنجا پا نگذاشته است .به او می گویم :تو را عاشقانه دوست می دارم چرا که عشق را تو ودیعه ای پاک در قلبم نهادی و عاشقی آنجا تجلی می یابد که معشوق تو باشی .تو را برای تمام چیزهایی که به من دادی شکر می گویم و پاک نهادی استواری و صبوریم را مدیون تو می باشم چرا که تو گوشه ای از پاک نهادی استواری و صبوری به انتهایت را در وجود من دمیدی و من به پاس آن نفس روحانی تک تک طپش های قلبم را به پیشگاهت تقدیم میکنم . مرا در پناهت بگیر و امید قلب خسته ام باش ای عاشق ترین معشوق ... به خدا هميشه از خدا ميخوام ، لحظه جداييمون سر نرسه تا هميشه پا به پاي هم باشيم ، اما اين كوچه به آخر نرسه نگو تا ابد بايد تنها باشم ، آرزوهاي منو ازم نگير من ميخوام با تو باشم با خود تو ، عشق من عشقمو دستكم نگير سمانه جونم منو تنها نذار اگه تو بدون من دق می کنی من بدون تو یه کفن دورم می پیچم.... دیوانگی فریاد زد دارم میام. و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و بعد لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود، دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین، یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق و از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوش هایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است. اینم یه بوس خشکل وا۳ همتون راستی سمانه دوست دارم گلم گاهي وقتها تو جواب يه سوال رو ميدوني ولي دلت ميخواد هي سوال كني تا طرف مقابل بيشتر برات توضيح بده . هدفت دونستن جواب نيست ! دلت ميخواد اينجوري بحثتون طولاني تر بشه تا بيشتر باهاش حرف بزني و درد دل کنی... گاهي وقتها هم ميدوني كسي كه داره باهات حرف ميزنه دوستت داره ، درسته ه به زبون نمياره ولي از حرفاش پیداست !تودلت ميخواد اين كلمه جادويي " دوستت دارم " رو بشنوي ! ممكنه حرفاتون ساعت ها طول بكشه ولي اين جمله يا بهتر بگم " احساس " ته دل جفتتون بمونه و هيشكدوم به همديگه نگيد ! خواهش می کنم اگه کسی رو دوست دارید و واقعا این حس از ته ته دلتونه٬بهش بگین..... شاید اون یه نفر بخاطر این یه جمله زنده مونده.... منم میخوام به کسی که واقعا با تمام وجود دوستش دارم بگم:سمانه٬دوستت دارم.امیدوارم همیشه باهام بمونه.چون من بی اون میمیرم. سمانه جان٬بی تو می میرم.دوستت دارم. مي گرده دل دنبال يك بهونه مي گرده باز گنجه ي خاطراتو پي يه حرف ناب و عاشقونه عكس تو رو باز مي ذاره روبروش آه تا ته شب واسه تو بخونه دلم تو التهابه آه چه جوري قدر چشاي نازتو بدونه تو عصري آه قحطي عطر ياسه اما به جاش دوست دارم گرونه آافيه اسمتو يه جا ببينم تا حس شعرم بزنه جونونه من نمي تونم بگم اندازه شو اينو فقط شايد خدا بدونه محاله آه عشق ما رو ندونن برو سوال آن از گلاي پونه اگه بخوان خيلي آم از تو بگن مي گن همون آه خيلي مهربونه ؟ بي خبري تو ولي از حال من ميندازم اينو گردن زمونه چقدر حسوديم مي شه وقتي همه بهم مي گن دل تو پيش اونه ؟ من خودم باز مي زنم به اون راه مي گم بياريد واسه من نشونه اما تا آي فريب بدم دلم رو اون داره آلي آدرس و نشونه مهم ولي تويي آه اسم نازت با من يه جايي پشت آسمونه اونا نمي دونن ستاره هامون دوتاس ولي توي يه آهكشونه اينو بخون تا دوباره بدوني ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری من خیلی خوشحالم دارم توی وب عزیزم مینویسم این شعر از خانوم مریم حیدر زاده هستش ********************************************************************* به عشق گفتم تا تو رو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت راستی من دیگه تنها نیستم تا وقتی که سمانه رو دارم من همین جا به شما قول می دم که اونو هیچ وقت ترک نمی کنم چون به قول خودش بدون من دق می کنه خدا نکنه که اینجوری بشه چون منم بدون اون می میرم دیگه هم به اون لعنتی(تبسم)فک نمی کنم خیلی بهم نامردی کرد دیگه اسمشم نمی یارم حتی تو وبم.... بهم تبریک نمی گین بابا من سمانه رو بدست آوردم بهم تبریک بگین دیگه!!!!!! راستی شاید اونم از این به بعد بیاد تو وبم بنویسه خیلی باحال می شه نه دو تا عاشق کنار هم بنویسن شایدم هرچی درمورد اون نامرد نوشته بودم پاک می کنم اگه سمانه بخواد..... یه چند روز آپ نمی کردم که ناراحت نیستین؟ می دونین چی شد؟ من یه خورده ابروهام رو تمیز کرده بودم بابام هی بهم گیر می داد منم یه چند روز ماشینش رو برداشتم رفتم وا۳ اون که مشکلی نیست دوتا ماشین داره منم بهتره رو برداشتم با یکی از دوستام فرار کردم خیلی حال داد ولی مامانم زنگ زد داشت گریه می کرد منم یه خورده رگ دلسوزیم گل کرد برگشتم خونه وا۳ اینکه از گریه کردن متنفرم دلم نیومد مامانم رو برنجونم برگشتم می گم الان شماها خوشحالین که من برگشتم؟ فک نکنم کسی خوشحال باشه نه؟ کسی منو دوس نداره حتی خدا هم فک کنم دیگه ازم پشت کرده!!!!!! منتظر آپ های بعدیم باشین خوشحال می شم نظر بدین قربون همتون بره امیرمحمد یه بوس خوشکل وا۳ همتون دوستون دارم فعلا بابای تا نظراتتون رو بخونم انرژی بگیرم بنویسم...... بابای دوستان گلم..... اگه پسرا نبودن: اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟ اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟ اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟ اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟ اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟ اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟ اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه) اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه دخترا نبودن: اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی آینه وامیستاد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟ اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟ اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه) اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟ اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟ اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟ اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟ اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟ اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟ اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟ اگه بابا ها نبودن: اگه باباها اگه باباها نبودن کی به دخترا می گفت : روسریتو بکش جلو؟ اگه باباها نبودن کی به پسرا پول تو جیبی میداد ؟ اگه باباها نبودن کی قربون صدقه ی دخترا می رفت ؟ اگه باباها نبودن کی از دستپخت مامان ایراد می گرفت ؟ اگه باباها نبودن دخترا کیو وقتی از سرکار میومد بوس می کردن ؟ اگه باباها نبودن کی بچه بی تربیتا رو تنبیه می کرد ؟ اگه باباها نبودن کی بجاش ( این بی ادبی بود فاکتور گرفتمش حالا بعد بچه ها نیایند بگند اله بله جیمبله ) اگه باباها نبودن کی هوو می اورد سر مامانا ؟ اگه باباها نبودن به کی می گفتن زن ذلیل ؟ اگه باباها نبودن بچه ها چطوری الاغ سواری می کردن ؟ اگه باباها نبودن کدوم بچه ای مجبورمی شد شب خودشو بزنه به خواب ؟ اگه باباها نبودن به کی می گفتن پدرسوخته ؟ اگه مامانا نبودن: اگه مامانا نبودن باباها چیکار می کردن ؟ ( دق ) اگه مامانا نبودن تلفن به چه درد می خورد ؟ اگه مامانا نبودن کی به بچه ها یه توپ دارم قلقلیه یاد می داد ؟ اگه مامانا نبودن کی از بچه ها جلو بابا شون دفاع می کرد ؟ اگه مامانا نبودن روزمادر کی بود ؟ اگه مامانا نبودن کی غصه می خورد ؟ اگه مامانا نبودن بچه ننه به کی می گفتن ؟ اگه مامانا نبودن شماهارو کی به دنیا می اورد ؟ اگه مامانا نبودن کی کجا چی کار می کرد ؟ اگه اینترنت نبود: اگه اینترنت نبود کی شصتا اسم داشت ؟ اگه اینترنت نبود کافی نت چی بید ؟ اگه اینترنت نبود علافا چی کار می کردن ؟ اگه اینترنت نبود هکرا با چی ور می رفتن ؟ اگه اینترنت نبود کی ازراه به درمی شد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری یه پیرزن 20 سالش می شد ؟ اگه اینترنت نبود کی می تونست دوجنس داشته باشه ؟ اگه اینترنت نبود چی چشم وگوش بچه ها رو باز می کرد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری بدونه این که صدات بیاد با بقیه حرف می زدی ؟ اگه اینترنت نبود من این چرت و پرتارو کجا می نوشتم ؟ اگه اینترنت نبود چی بود ؟ می خوام دوباره از عشق بگم دوباره با تو بزار دوباره لحظه پر بشه از هیاهو بزار دوباره دنیا به روی ما بخنده بزار همه بدونن دلم مثل قدیما بهت علاقه منده
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد، اصالت در میان ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر سنگ پنهان می شوم اما به ته دریا رفت، طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود نمی توانست تصمیم بگیرید و جای تعجب نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است، در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید نود و پنج … نود و شش. هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و بین یک بوته گل رز پنهان شد.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست کشید عشق از پشت بوته بیرون آمد درحالی که با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود! دیوانگی گفت من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کمکم کنی می توانی راهنمای من شوی.
و اینگونه است که از آنروز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره همراه اوست! و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند …
اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
اگه تو از پیشم بری زندگی خاکستریه
فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن میکنن
قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره
یکی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
اگه بری همه میگن عشق من و تو هوسه
بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بیستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش
ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
یا که دور از چشمای من قلب تو دادی به کسی
برو منم با ید تو زندگی رو سر میکنم
گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
عیدا که شد عشق تو رو تو قلب هفت سین می چینم
با اینکه رفتی باز تو رو کنار هفت سین می بینم
غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
اگه بری یه وقت می ای می بینی مریم نداری
اون وقت باید دسته گل و رو خاک مریم بذاری
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت![]()

گل من همیشه دوست دارم تقدیم به تنها عشقم(سمانه)![]()

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
آرام میاید آرام و تو حتی صدای قدمهایش را نمیشنوی و حتی او را نمیبینی و شاید حضورش را هم
حس نکنی ارام در جانت رخنه میکند در تمام وجودت ریشه میزند و زندگیت را تسخیر میکند و تو چیزی
در رگهایت حس میکنی که ارام قرارت را میبرد و این همان عشق است که در جانت رخنه کرده....
شب
باز هم شب شده و قلب پر از اندوهم لبریز از توست بغض سینه ام را بر خطوط بی احساس این کاغذ
می ریزم تا شاید شبی در سکوت کوچه های خالی از عشق زمزمه دلتنگی مرا به تو برساند...
به احساس گفتم تا تو رو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت
به وفا گفتم تا تو رو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت
ولی وقتی به تنهایی گفتم تا تو رو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد...
مثل کوچه زیر بارون ، مثل بارون روی شیشه
تو خود عشقی ، خود عشق ، تو خود عشقی ، خود عشق
مثل اسمت روی قلبم ، مثل هدیه توی دستم
مثل اون حالی که داشتم ، وقتی هدیه رو می بستم
تو خود عشقی ، خود عشق ، تو خود عشقی ، خود عشق
مثل ماه
مثل ماه ، وقتی گریه ش می گیره
مثل گل ، وقتی از دسته تو می ره
مثل من ، که نمی آیی و می میره
مثل تو ، تو خود عشقی ، خود عشق
مثله ماه ، مثله تو
مثله اشک ، مثله من
مثله عشق مثله آه
آه ، تو خود عشقی ، خود عشق
مثل لیلی توی پاییز ، مثل مجنون زیر بارون
مثل بارون وقتی آروم ، آروم آروم می شه عاشق
تو خود عشقی ، خود عشق ، تو خود عشقی ، خود عشق
| :قالبساز: :بهاربیست: |

